تاریخ شهر داراب / جغرافیای داراب / گردشگری داراب / گردشگری فرهنگی تاریخی

اصطلاحات دارابی باقیمانده از دوران تاریخی

فروردین ۸, ۱۳۹۶ در ۱۲:۰۰ ق.ظ توسط

گویش مردم داراب، گویشی بی نظیر، خاص و منحصربفرد است که در هیچ جای ایران قابل دستیابی نیست و برای اثبات این موضوع تعداد کمی از این لغات و اصطلاحات را به عنوان نمونه در زیر معرفی خواهم نمود.هر چند که زبان مردم داراب فارسی است اما در گویش محلی کاملا متفاوت عمل می کنند.بیشتر کلمات و اصطلاحات مردم داراب دارای ریشه های عمیق باستانی و تاریخی بوده و هویت اصیل خود را نگاهداری و تا امروز سینه به سینه به ما رسیده اند.این لغات و اصطلاحات هنوز هم متداول هستند و در خانواده هایی که بومی شهر داراب  هستند بسیار به گوش می رسند.تا همین چند سال پیش اصطلاحات قدیمی بسیاری در بین کودکان داراب استعمال داشت و البته گاهی هنوز هم به گوش می رسند، هر چند که تکرار آنها بسیار کم شده است.

دارابگرد به دلایل کاملا مشهود و مستند اولین پایتخت حکومت ساسانی و دارای قدمت بسیار دیرینه ای است.همچنان که مورخان، شاعران و محققان ساخت این شهر را به داریوش اول منصوب می نمایند و دو دلیل از ده ها دلیل این موضوع، اشعار معروف فردوسی و متن موجود زیر می باشد که در کتاب جغرافیای ایران بنام ” شترستان های ایرانشتر” به زبان پهلوی آمده، و اذعان می دارند که دارابگرد را داریوش اول بنا کرده است :

” داراب شاه در ایالت پارس شهری ساخت که به نام او داراب گرد نامیدند.”

 چنان بد که روزی ز بهر گله                 بیامد که اسبان ببیند یله

ز پستی برآمد به کوهی رسید             یکی بیکران ژرف دریا بدید

چو بگشاد داننده زآن آب بند                 یکی شهر فرمود بس سودمند

چو دیوار شهر اندر آورد گرد                  ورا نام کردند داراب گرد

یکی آنش افروخت از تیغ کوه                پرستیدن آذر آمد گروه

زهر پیشه ای کارگر خواستند               همه شهر از ایشان بیاراستند

پرداختن به موضوع تاریخ داراب به خودی خود دلیل وجود کلمات و لغات و اصطلاحات تاریخی ایران باستان را در میان مردم این شهر نمایان تر می نماید و این عجیب نخواهد بود شهری که بنایش مربوط به دوران هخامنشی است و دوره های مختلف تاریخی را تجربه نموده است و پایه گذار حکومت ساسانیان در ارگبذ دارابگرد تحت تعلیم تیرا قرار داشته و سر سلسله ساسانی را بنا نهاده است، وارث کلمات تاریخی و باستانی ایران نیز باشد.اگر چه گویش مردم داراب پس از سالها دچار تغییراتی شده است اما با توجه به نگاشته های مورخین مختلف همچون طبری و دیگران، این شهر بدون خونریزی به دست اعراب مسلمان فتح شده است و انگاره های تاریخی خود را حفظ نموده و فرهنگ مردمانش کمتر مورد آسیب واقع شده است.شاید روزی کسانی قدر این موهبت های خدادادی را بدانند و به آن اهمیت بیشتری بدهند و چه خوب گفته است مهندس احمدرضاخسروی که:”ایران ساسانی، وامدار دارابگرد است”.نمونه هایی از این کلمات برای آشنایی در زیر آمده است:

“این کلمات و اصطلاحات از کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات عامیانه داراب نگاشته شده توسط سید عبدالعلی پدرام انتخاب شده اند.”

**********

اُم:om: به من-بازمانده ی گویش دوره اشکانی(لفظ روستایی).

بِز:bez: زنبور-این کلمه باقیمانده از زبان آریایی قدیم است.

بُودودَن:boudowdan:بوده اند-از ویژگی های جالب گویش دارابی:ماضی بعیدِ بعید به معنای بوده بوده اند!اشاره به گذشته های خیلی دور.این فعل ماضی در زبان فارسی وجود ندارد ولی در انگلیسی هست.این کلمه باقیمانده از دوران آریایی است.

بینیـــزه:biniza: صمغ درخت بنه(پسته وحشی) آدامسی که از صمغ درخت بنه تهیه می شود.بینیــزه به معنای ونیزی است .در دوران صفویه تاجران ونیزی برای خرید صمغ درختان وحشی به داراب می آمدند و چون خریدار اصلی صمغ، تاجران ایتالیایی(ونیزی) بودند اهالی کوهستان، مثل روستاهای نوایگان و لایزنگان به این جمع ونیزی می گفتند که به تدریج به صورت بینیزه درآمده است.

تَه کَی تَه:takeyta:برای چه وقتت است؟-{مثال: ایی کفشو بری ته کی ته؟} یعنی این کفش برای تو چقدر کار می کند؟ این گونه ضمائر بازمانده از دوران اشکانیان است که به دلیل عدم تداخل با فرهنگ های دیگر به صورت بکر باقیمانده است.

جُومولو:jumulu:دو قلو-جیمیلی و جومولی هم گفته شده است.مُحَرّف جمینی از کلمات باقیمانده ی دوران آریایی، در انگلیسی نیز جمینی می گویند و نام دو صورت فلکی نیز هست.

چِیکِینه::Ĉekenaجوجه مرغ یا جوجه خروس از کلمات آریایی در انگلیسی که همریشه با زبان ما جزء زبان های هند و اروپایی است.جوجه=chicken.

از کتاب داراب شکوه فراموش شده پارس/مهندس احمدرضا خسروی

برچسب‌ها, , ,

Comments are closed.